خرید بک لینک

خود را میان کاغذها بجای میگذارم.
میان خطوط
میان نوشته های ریز و درشتم.
روزی اگر نبودم ،
مرا در این حوالی
زنده بدارید.
زنی که از غزلواره های زندگی ،
عاشقانه ها میگفت..

-الهه برزگر-

برچسب: احوال, نویسنده: پرنیا رفیعی تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 5:11

قدیمها شبها میخوابیدند. شب که می امد میشد مایه ی آرامش ، خوابت میگرفت سر شبی؛ حالا اما اوضاع فرق کرده.. نسلی شده ایم شب بیدار. روزها میخوابیم. شبها برایمان نه مایه ی ارامش است نه دیگر خوابمان میبرد! فقط پر از سکوتیست که حاصل تمام سرنوشت گنگمان است.. که نتیجه ی تمام پرحرفی های نگفته یمان است. حالا اما، روزها را میخوابیم.. شاید کمتر بفهمیم داریم باخودمان چه میکنیم! دیگر حتی لالایی هایمان هم اثرش از

برچسب: داریم,خودمون,چیکار,میکنیم؟,میدونه؟؟؟؟؟, نویسنده: پرنیا رفیعی تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 5:11

لطفا به ادمهای قوی استراحت بدهید! انها هم نیاز دارند کسی باشد که در عمق فاجعه برایشان بترسد و نگران جانشان شود.. قوی بودن به اندازه ی کافی عذاب اور بوده، شما دیگر سنگین ترش نکنید! ادمهای قوی نیاز بیشتری به محبت دارند. محبتی که داغ تمام اتفاقات افتاده و نیفتاده را بشورد و ببرد. همانها را خنجر شده و روح تراشیده اما قوی بوده اند و اجازه نداشتند دم بزنند. ادمهای قوی هم گاهی نیاز به کودکی دارند. خود

برچسب: ادمای,بیشتر,نیاز,محبت,دارن,نه؟؟, نویسنده: پرنیا رفیعی تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 5:11

صفحه بندی